از امروز سایت بازتاب را یک سایت صهیونیستی می دانم بی هیچ تعارفی. سایتی که وابسته به محسن رضایی فرمانده پیشین و پشیمان سپاه و عنصر مشکوک در سال های اخیر است.
سبزوار رضایی (موسوم به محسن رضایی) بعد ار دوم خرداد بواسطه تحلیل غلطی که از شرایط کشور داشت بر این گمان بود که به زودی نظام جمهوری اسلامی ساقط می شود و او به واسطه نقشی که در جنگ و سپاه داشته محاکمه خواهد شد! این تحلیل غلط موجب شد تا وی علاوه بر استعفا از سپاه ، به تدریج فاصله خود را با نیروهای اصولگرا بیشتر کرده و تلاش نماید تا از طریق برخی واسطه ها خود را به جریان دوم خرداد نزدیک نماید . او حتی برای ارسال برخی سیگنال های خاص به آمریکا و ضدانقلاب ، با تنظیم یک سناریو پسرش احمد رضایی (که به گفته بسیاری از آشنایانش فردی بسیار فاسد است) را به دوبی و از آنجا به آمریکا فرستاد. احمد رضایی در آمریکا مورد سوء استفاده سیاسی سازمان سیا و برخی دیگر از مراکز اطلاعاتی آمریکا ارتباطاتی قرار گرفت اما از آنجا که فردی بسیار خوشگذران و کودن بود نتوانست مقبولیتی در آنجا پیدا کند. به همین دلیل احمد رضایی از همان راهی که رفته بود دوباره به ایران برگشت اما این بار بدون سرو صدا.
اما طی چند سال اخیر که با پایمردی جریان اصولگرا ، طیف رادیکال اصلاح طلب که قصد استحاله و فروپاشی نظام را داشت منزوی شدند ، سبزوار رضایی که خیالش از تثبیت نظام راحت شده ، مجددا" لباس اصولگرایی بر تن نموده و به قصد تفرقه افکنی بین اصولگرایان و سهم خواهی وارد میدان شده است. رضایی در انتخابات مجلس هفتم به منظور سهم خواهی گروهی تحت عنوان خدمتگزاران مستقل راه انداخت تا بتواند اصولگرایان را دچار تفرقه کند اما در این انتخابات شکست سختی متحمل گردید.
در انتخابات ریاست جمهوری نیز رضایی خود پا به میدان گذاشت اما از آنجا که وی فاقد کمترین محبوبیت مردمی است از آغاز پیدا بود که این حضور صرفا" برای سهم خواهی است. نهایتا" نیز همان گونه که پیش بینی می شد رضایی پس از ایجاد شکاف در بین اصولگرایان -هم از طریق مواضع منافقانه خود و هم از طریق مواضع تفرقه افکنانه زائده رسانه ای ایش یعنی سایت «بازتاب» - در شب انتخابات ریاست جمهوری از رقابت ها کناره گیری کرد. قطعا" اگر او در عرصه باقی می ماند آرای او از آرای باطله هم کمتر می شد.
در جریان مرحله دوم انتخابات ، محسن رضایی و سایت بازتاب تمام تلاش خود را برای پیروزی هاشمی رفسنجانی به کار گرفتند اما رای ۱۸ میلیونی احمدی نژاد رویاهای آنان را باطل ساخت. با این وجود سبزوار رضایی از رو کم نیاورد و هنگام تعیین کابینه نهم ، از طریق تهدید و تطمیع تلاش کرد تا وزارت نفت را از آن خود سازد. (محسن رضایی در زمان خاتمی عاجزانه از او خواسته بود مسئولیت یک استان را به او بسپارند تا خودش را نشان دهد اما خاتمی این کار را نکرد) اما معلوم بود که با توجه به دودوزه بازی های محسن رضایی احمدی نژاد (و هر رئیس جمهور دیگری که بود) وزارت نفت را به رضایی نمی سپرد. بدنبال این ناکامی رضایی ، زائده رسانه ای او یعنی سایت بازتاب شروع به لجن پراکنی منافقانه علیه دولت احمدی نژاد کرد. سایت منافق بازتاب در حمله علیه دولت احمدی نژاد تا بدانجا پیش رفته که در هفته های اخیر علاوه بر دروغ پراکنی علیه احمدی نژاد ، رسما" به وکیل مدافع صهیونیست ها در قضیه هولوکاست تبدیل شده و از اینکه احمدی نژاد موضوع هولوکاست را به عنوان پاشنه آشیل صهیونیسم جهانی مورد هدف قرار داده ، برافروخته شده است.
من مطمئنم سایتی که گردانندگان آن معروف به باج گیری هستند (خبر دروغ علیه افراد منتشر می کنند بعد برای حذف آن رسما" پول می خواهند) هیچ ابایی از اینکه با دریافت پول از صهیونیست ها (با واسطه یا بی واسطه) به حمایت از هولوکاست بپردازند ، ندارند. کمااینکه «فواد صادقی» مسئول سابق و عنصر پشت پرده این سایت قبلا" با دریافت مبالغ کلانی از محسن هاشمی پسر هاشمی رفسنجانی ، رویکرد این سایت را با گرایش خاندان هاشمی تنظیم می کرد. قطعا" کسانی که به دریافت پول حرام عادت کرده اند برایشان تفاوت نمی کند که این پول از محسن هاشمی باشد یا از واسطه های صهیونیست ها.
«با پايان يافتن كار شمارش در 3 هزار صندوق، اصلاحطلبان 8 كرسي را از آن خود كردهاند. نتايج حاصله از شمارش 3 هزار صندوق راي به شرح زير است:1- معصومه ابتكار2- احمد مسجدجامعي 3- هادي ساعي 4- محمدعلي نجفي 5- الهه راستگو 6- اسماعيل دوستي و دو اصلاح طلب ديگر كه هنوز نام آنها در اختيار خبرنگار ما قرار نگرفته است.»!!
آنچه خواندید مطلب مربوط به تیتر اول امروز روزنامه اعتماد ملی وابسته به شیخ مهدی کروبی است. به نظرم اگر در انتخابات ریاست جمهوری آقای کروبی را «خواب» ربود و آن شد که نباید می شد(!) در انتخابات فعلی ، جناب شیخ به معنای واقعی کلمه «خواب نما» شده اند! حالا ابتکار و مسجد جامعی و ساعی را کاری نداریم و می گذریم اما بر صدر نشاندن اسماعیل دوستی و الهه راستگو (دو کاندیدای حزب کروبی) واقعا" از آن جوک های بی مزه روزگار است.
قسمت جالب تر ماجرا آن دو کاندیدای اصلاح طلبی هستند که نامشان در اختیار خبرنگار روزنامه کروبی قرار نگرفته است. واقعا" آخر کار حرفه ای است این اعتماد ملی!! آخر آن منبع جعلقی که اسم این ۶ نفر کاندیدای صدرنشین را به خبرنگار اعتماد ملی لو داد جانش درمی آمد اسم آن دو نفر فلک زده اصلاح طلب دیگر را ببرد تا حداقل الکی هم که شده حالی ببرند ؟! آقای غلامی شما یک چیزی بگو!!
البته خودمانیم در میانه این رجز خوانی سایت های اصولگرایان و رایحه خوشی ها برای یکدیگر معلوم است که این وسط اصلاح طلبان هم احساس کنند می توانند داد انا رجلی بزنند.
۱- با روشن شدن تقریبی نتایج انتخابات خبرگان ، شوراها و میاندوره ای مجلس در سراسر کشور و گمانه هایی که در خصوص شورای تهران وجود دارد ، به نظرم اصلاح طلبان باید تا اطلاع ثانوی به مرخصی اجباری از عرصه سیاست بروند. ائتلاف کامل اصلاح طلبان (اعم از کارگزاران و مشارکت و اعتماد ملی) و سکوت غضنفرهای این جریان و در مقابل چند پاره شدن جریان اصولگرا نتوانست کمکی به آنان برای جلب آرای مردم کند. این ادعا که با مشارکت بالای مردم ، اصلاح طلبان پیروز می شوند برای بار دوم دروغ از کار درآمد. امیدوارم تعطیلات به اصلاح طلبان خوش بگذرد. البته مطمئنم خوش می گذرد چون در ۸ سال حکومت اصلاحات حسابی بار خود را بسته اند.
۲- هاشمی رفسنجانی اگر به جای یک میلیون و دویست هزار ، یک میلیارد و دویست میلیون رای هم می آورد عمرا" اگر حقیر فقیر دیدگاهم نسبت به حضرت «ایشان» تغییر کند. با این وجود علیرغم میلم تقریبا" مطمئن بودم که رای اول را می آورد. به بعضی دوستان هم این را گفته بودم. هاشمی به طور سنتی در مجلس خبرگان رای اول را دارد (دوره های دوم و سوم را من یادم هست). در این دوره هم جامعه مدرسین ، جامعه روحانیت ، اصلاح طلبان و حتی گروه سوپر اصولگرایی مثل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی ، هاشمی رفسنجانی را در لیست گذاشته بودند. مردم هم اصولا" جایگاه تیپ روحانیت باسابقه ای مثل هاشمی را مجلس خبرگان می دانند نه ریاست جمهوری یا سایر امور اجرایی. پس اتفاق خاصی نیفتاده تا آدم جعلقی مثل ابطحی که تا دیروز فحش و فضیحت به هاشمی می داد و عامل قتل های زنجیره ای معرفی اش می کرد ، الان اول شدن هاشمی را نشان دهنده پیروزی اصلاح طلبان قلمداد کند.
۳- میزان مشارکت در انتخابات به شدت نسبت به دوره های گذشته افزایش داشت. به نظرم یک عامل مهم تاثیر گذار در این زمینه ، رسیدن مردم به این باور است که مردمسالاری در جمهوری اسلامی ایران واقعا" یک امر اصیل است. یعنی حتی اگر کل سیستم نظری داشته باشد اما مردم نظر دیگری در انتخابات داشته باشند ، نظر مردم فائق می شود. مضافا" اینکه در این دوره فضای رادیکالی که ارمغان شلم شوربای توسعه سیاسی دوم خردادی بود وجود نداشت و تقریبا" رقابت ها در یک فضای معقول صورت گرفت. کاندیداها هم عموما" افراد متعادلی بودند حتی دوم خردادی ها!
۴- الان که انتخابات تمام شد می نویسم (دوستان هم هر خرده ای بر این مصلحت اندیشی بگیرند وارد می دانم) بی هیچ تعارفی ورود سرکار خانم پروین احمدی نژاد به عرصه انتخابات - علیرغم همه خوبی های شخصی ایشان و حتی اگر نفر اول شوراها می شد (یا بشود) - یک اشتباه بزرگ بود که حتما" می بایست دکتر احمدی نژاد جلوی آن را می گرفت. یکی از دلایل اینکه در این باره چیزی ننوشتم این بود که بعضی دوستان می گفتند در روزهای آخر ، دکتر از او می خواهد تا کناره گیری کند ولی متاسفانه این اقدام صورت نگرفت. به هر حال یکی از ایراداتی که ما به خاتمی و هاشمی می گرفتیم همین وارد کردن منسوبین خود به عرصه انتخابات بود و نباید خود ما همین رطب را دوباره بخوریم.
۵- این انتخابات نشان داد که اگر همه ظرفیت جریان اصولگرایی یک کاسه شود ، چه می شود! رهبر معظم انقلاب در این یک سال و اندی بارها تاکید کرده اند که این دوران اقبال مردم به گفتمان اصولگرایی یک «فرصت» است. واقعا" حیف است این فرصت هدر برود. درباره اینکه چطور می شود این ظرفیت - بدون شکستن مرزهای اصولی و ضمن طرد عناصر فرصت طلب و بی مایه- یک کاسه شود ، خیلی فکر نکرده ام. بعدا" اگر چیزی به ذهنم رسید می نویسم (یک موردش همان رفتن قالیباف به مشهد بود). دوستان هم اگر پیشنهادی دارند خوب است مطرح کنند.
بچه ها متشکریم!بچه متشکریم!
ضمن تبریک حضور گسترده و بیش از ۶۰ درصدی ملت ایران در انتخابات ۲۴ آذر بدین ترتیب تشکر و قدردانی ویژه خود را از بروبچ کمونیست و لیبرال دفتر تحکیم وحشت که با آتش زدن عکس رئیس جمهور در پلی تکنیک ، زمینه را برای تهییج افکار عمومی و توده های مذهبی و در نتیجه حضور گسترده آنان در انتخابات و دادن رای به اصولگرایان ، فراهم آوردند اعلام می داریم . واقعا" شاهکار کردند.
در این زمینه خصوصا" هدایت از راه دور (آمریکا) برادر علی افشاری و نیز اندرزهای رفیق سرخ سعید حبیبی در تشویق دوستان تحکیمی به چنان حرکاتی بسیار مثمر ثمر واقع شد و جای قدردانی ویژه دارد. امیدوارم به پاس خدمت شایسته این عزیزان ، پاداشی در خور برای آنان در نظر گرفته شود.
این روز آخری واقعا" قصد نداشتم هیچ مطلبی درباره انتخابات بنویسم اما دیدن پلاکارد این حضرات آبادگران جهادی(یا همان آبادگران قالیبافی) واقعا" کلافه ام کرد. برداشته اند زیر عکس شهید رجایی و شهید باکری نوشته اند شهردار ما قالیباف!
یک دوستی دارم از بچه های خوب بسیجی. دوره اول انتخابات ریاست جمهوری بر اساس تحلیلی که داشت متمایل به کاندیداتوری قالیباف بود و به ستاد او رفت و آمد می کرد. یک روز دیدم خیلی ناراحت است. گفتم چرا ناراحتی؟ گفت: از دست این آقای سردار دکتر خلبان و اطرافیانش ! گفتم مگر چه شده؟ گفت: این همه عکس های اجق وجق و سوسولی از قالیباف به در و دیوار چسبانده اند کسی حرفی نمی زند اما حالا که بچه حزب اللهی های مشهد یک پوستر کوچک و ساده منتشر کرده اند که عکس قالیباف و شهید کاوه (و یک سردار شهید دیگر که اسمش خاطرم نیست)در کنار هم قرار دارد ، داد آقایان درآمده که غلط کرده اند این پوستر را منتشر کرده اند چون رای لمپن ها را می پراند!
دوستم می گفت : از همین پوستر کوچک چند تایی در ستاد مرکزی قالیباف نصب شده بود اما یک دفعه دیدیم آنها را کنده و پاره کرده اند!
من چیزی نگفتم. فقط به دوستم اشاره کردم که جناب دکتر خلبان که همه چیزش را از صدقه سری سپاه و بسیج دارد در فیلم تبلیغاتی اش هم ننگش آمد بگوید به عنوان «بسیجی» به جبهه رفته ام بلکه گفت به عنوان «شهروند» رفته ام! به همین دوست تذکر دادم که ببین ، دکتر احمدی نژاد نه تنها ننگش از بسیج و بسیجی نمی آید که چفیه بر گردن به تبلیغات انتخاباتی می رود و زیر عکس شهید رجایی سخن می گوید. دوستم سری تکان داد و دیگر هیچ نگفت.
اما اکنون...اکنون که روشن شده مردم نه تنها از شهید و بسیجی و رجایی خسته نشده اند بلکه به همان کسانی رای می دهند که به این ارزش ها پایبند باشد ، حضرات دوباره یاد رجایی و باکری افتاده اند. البته برای مردم کاملا" واضح است که این اقدامات جز استفاده ابزاری چیز دیگری نیست و ذره ای صداقت در چنین حرکت هایی وجود ندارد. حضرات بهتر است در همان وادی شهروندی و لمپنی اشان بلولند و خواب آرای خاکستری را ببینند!
تکمله:
سر جدتان اگر در تهرانید ، در انتخابات خبرگان به هر کس که رای می دهید ، بدهید غیر از دونفر!
من مطمئنم احمدی نژاد با علم به اینکه عمله و اکره «ستاد فساد» در دانشگاه ، اقدام به چنین حرکاتی می کنند عازم پلی تکنیک شد و دقیقا" هدف او این بود تا طشت رسوایی مدعیان منطق و گفتمان و دمکراسی را از بام به زمین افکند و مانع تراشی های پدرخوانده ها و نیز مظلومیت خویش را به روشنی در مقابل دیدگان ملت قرار دهد. بحمدالله همین طور هم شد.
احمدی نژاد بزرگ شده دانشگاه است. سال ۵۴ وارد دانشگاه شده ، در کوران انقلاب فرهنگی میدان دار بوده و به خوبی می دانست که چطور با کوچک ابدال های ستاد توطئه گر مواجه شود. انصافا" صلابت او ، صبوری او و استدلال های او در مقابل حرکات نکبت بار تحکیم وحشتی ها ، دقیقا" تیر خلاص بر شقیقه پدرخوانده های فاسد آنان بود.
واقعا" زرنگی و کیاست این آدم برایم قابل تحسین است. شاید هیچ سناریوی دیگری نمی توانست اینگونه روشن و صریح مانع تراشی ها و دشمنی های «ستاد فساد» با احمدی نژاد را به ملت نشان دهد. حاج محمود خیلی زیرکانه خط و ربط ها را روشن کرد و به صورت آنلاین به مردم نشان داد کسانی که در دانشگاه اینگونه بی شرمانه در مقابل رئیس جمهور هتاکی می کنند در حیطه های اقتصادی و اجتماعی و رسانه ای نیز می توانند در مسیر اجرای عدالت سنگ اندازی کنند. به نظرم دفتر رئیس جمهور و مشاوران رسانه ای احمدی نژاد باید به صدا و سیما فشار بیاورند تا فیلم این مراسم بدون کوچکترین سانسوری پخش شود. حتم دارم از فیلم «کنفرانس برلین» برای نظام و انقلاب مثمرثمرتر خواهد بود و «ستاد فساد» را بیش از پیش رسوا خواهد کرد.
این فیلم به خوبی روشن خواهد کرد که آیا سویه تخریب ناجوانمردانه متوجه حضرت «ایشان» و لرد «اوشان» است یا متوجه احمدی نژادی که در مقابل رویش عکسش را به آتش می کشند اما به روی مخالفین لبخند می زند و تاکید می کند هیچ کس نباید با منتقدان هتاک برخورد کند. راستی از دو طلبه نگون بختی که روز ۱۵ خرداد امسال در قم ، نه عکسی پاره کردند و نه ترقه ای زدند و تنها چند سئوال از «حضرت استوانه» پرسیدند ، چه خبر؟ در کدامین زندان مشغول مباحثه لمعتین و منطق مظفرند؟!
تکمله:
تحلیل های برخی وبلاگ نویسان وابسته به حزب مشارکت هم به خوبی نشان می دهد که آنها نیز به تلخی دریافته اند که در دانشگاه امیرکبیر همپالگی هایشان چه خبط بزرگی مرتکب شدند و دقیقا" نقشی را ایفا کردند که دکتر احمدی نژاد در سناریوی خود انتظارش را می کشید. اینجا و اینجا را ببینید.
۱- با این استعداد زایدالوصفی که جناب شوکت مآب شیخ حسن خان فریدون روحانی از خود نشان می دهد حتم دارم که سال آینده همین موقع رادیو بی بی سی اعلام می کند: به پاس خدمات ارزنده و بی شائبه آقای شیخ حسن خان به دولت فخیمه ، ملکه الیزابت دوم طی مراسم باشکوهی جناب شیخ را به اعطای لقب و نشان «سر» مفتخر نمودند. (البته با این پیشرفتی که جناب شیخ دارند چه بسا به مقام لردی هم برسند)
۲- سایت بازتاب کسانی را که درج خبر دروغ حضور احمدی نژاد در مجلس رقص دوحه را خودفروشی سیاسی این سایت ارزیابی کرده بودند ، «گماشته رسانه ای دولت» نامید! من یک بررسی مختصر کردم ، دیدم در حالی که روزنامه های زیادی به خبر دروغ بازتاب بال و پر داده و آن را تکرار کرده اند ، کسانی که در برابر خبر بازتاب موضع گیری نموده و دروغ این سایت را افشا کردند فقط چند وبلاگ و سایت نه چندان معروف بودند که البته افشاگری اشان بسیار تاثیرگذار بود و سایت بازتاب را حسابی رسوا کرد.(دستشان درد نکند) نتیجه بحث اینکه وبلاگ هم جزو رسانه ها شد البته از نوع گماشته!
۳- حزب کارگزاران سازندگی در اقدامی خوشحال کننده و نشاط آور ، آیت الله مشکینی را از لیست خود برای مجلس خبرگان حذف کرد. به نظرم یکی از توفیقات بزرگ حضرت آیت الله مشکینی همین است. واقعا" سعادت و البته خودسازی و تعبد فراوان می خواهد که چشم طمع گروهی چون کارگزاران سازندگی از انسان دور شود. یادش به خیر مرحوم حاج ابوترابی هم در انتخابات مجلس پنجم ضمن اعلام برائت از حزب کارگزاران از این گروه خواست تا نامش را از لیست انتخاباتی اشان حذف کنند. رحمت الله علیه.
مجلس انقلابی تشکر ، تشکر!
مجلس انقلابی... مجلس اصولگرا... چی فکر می کردیم ، چی شد. ۲۲۱ تن از نمایندگان مجلس هفتم در نامه ای به رهبر انقلاب ضمن تقدیر از زحمات و مجاهدت (!) ملک عبدالله جاسبی رئیس دانشگاه آزاد ، خواستار تقدیر رهبر فرزانه انقلاب از نامبرده شدند! امضا گردان این نامه شیخ قدرت علیخانی بوده (همان که قسم جلاله خورد اگر هاشمی رئیس جمهور نشود از سمت نمایندگی مجلس کنار می رود و نرفت) که از سران فراکسیون اقلیت است اما بسیاری از نمایندگان به اصطلاح اصولگرای مجلس نیز سینه چاک و سرآسیمه در امضای نامه موصوف از یکدیگر سبقت گرفته اند.
از شما چه پنهان تا امروز از اینکه احمدی نژاد هر از چندی در سخنرانی های خود ، گوشه و کنایه های تلخی به مجلس می زد دل خوشی داشتم. شنیده بودم که او در برخی محافل خصوصی هم گفته که خیلی از نمایندگان مجلس فقط نان اصولگرایی را می خورند. احساس می کردم این موضع احمدی نژاد نسبت به مجلس خیلی تنگ نظرانه است. اما امروز با خواندن نامه حمایت ۲۲۱ نماینده مجلس از «ملک عبدالله» به این نتیجه رسیدم که حاج محمود ، پربیراه نگفته و نمی گوید.
البته قبلا" از دوستی شنیده بود که حدود ۱۷۰ نماینده مجلس هفتم طی همین دو سال و اندی ، یا به عضویت هیات علمی دانشگاه آزاد درآمده اند یا بدون کنکور در دوره های تحصیلات تکمیلی(فوق لیسانس و دکترا) این دانشگاه پذیرفته شده اند. بعضی ها هم که از قبل نان خور جاسبی بوده اند. اصلا" وقتی رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ، دکتر عباسپور -یعنی عضو هیات امنا دانشگاه آزاد و برادر خانم شخص ملک عبدالله جاسبی- باشد باید حدیث مفصل از این مجمل بخوانیم!
وقتی هفته قبل دکتر زاکانی نماینده تهران در نطق قبل از دستور خود برخی دروغ های جاسبی را درباره دانشگاه آزاد افشا کرد و توسط اکثریت نمایندگان - اقلیت و اکثریت- هو شد ، برای من مسجل بود که مجلس یک اقدام انقلابی(!) در حمایت از ملک عبدالله خواهد داشت اما فکر نمی کردم آش این قدر شور باشد ... خدایا این انتخابات مجلس هشتم کی فرا می رسد؟!
قبلا" به مناسبتی نوشته بودم که علیرغم اختلاف نگاه سیاسی ، سایت بازتاب را یک پایگاه خبری حرفه ای می دانم. اما اقدام غیرحرفه ای و سخیفی که اخیرا" دست اندرکاران این سایت مرتکب شدند ، موجب شد تا در نظر سابقم تجدید نظر کنم.
وقتی دیروز شنیدم امیر علی امیری رئیس شورای سیاستگزاری سایت بازتاب هم بالاخره پس از مدتی خواهش تمنا به لیست قالیباف اضافه شد برایم مسجل گردید که آن خبر دروغ و کذب بازتاب علیه رئیس جمهور (حضور احمدی نژاد در مجلس رقص در دوحه!!) برای گرفتن همین دستخوش ، از ائتلاف هواداران قالیباف بوده است.
اصولا" شگرد تیم محسن رضایی همین است. وسط دعواها می ایستند و یکی به میخ و یکی به نعل می زنند و از هر طرف دعوا که بتوانند سهمی می خواهند. خوب به خاطر دارم اواخر سال ۸۳ اولین بار سایت بازتاب کاندیداتوری محمد باقر قالیباف را مطرح کرد و تلویحا" از او حمایت نمود. اما وقتی معلوم شد که قالیباف نمی خواهد خیلی به محسن رضایی باج بدهد بلافاصله سایت بازتاب دوز حمایت خود از او را کم کرد و حتی یک جاهایی هم به او حمله کرد.
بعد از انتخابات ریاست جمهوری و پیروزی احمدی نژاد باز هم تیم محسن رضایی و رسانه آن یعنی سایت بازتاب تلاش کردند تا با ادعای حمایت از رئیس جمهور منتخب به نوعی سهمی دریافت کنند. محسن رضایی رسما" پیغام داده بود که من وزارت نفت را می خواهم اما معلوم بود که احمدی نژاد کابینه را گوشت قربانی فرض نمی کند که هر قسمتش را به یکی بدهد. بدین ترتیب بعد از آنکه کلاهی از نمد دولت نصیب رضایی و شرکا نشد دوباره لبه تیغ انتقاد متوجه احمدی نژاد و دولتش گردید.
این خبر آخری که سایت بازتاب زد و مدعی شد که احمدی نژاد در دوحه شاهد رقص و آوازه خوانی زنان بوده و مراسم را ترک نکرده ، به نظرم آخرین تیر ترکش بازتاب بود که البته به جای رئیس جمهور به حیثیت حرفه ای این سایت برخورد کرد و عملا" بازتابی ها به قیمتی حقیر ( وارد شدن اسم رئیس سیاست گذاری این سایت به لیست قالیباف) خود را فروختند.
یک بار نوشته بودم که ویژگی احمدی نژاد این است که در نگاه هوادارنش مقدس نیست تا از حمله و تمسخر او واهمه ای داشته باشند. اصولا" طرفداران احمدی نژاد با همین خصوصیت او حال می کنند. بنابراین من اصلا" از این ناراحت نیستم که چرا سایت بازتاب آن خبر دروغ را علیه احمدی نژاد منتشر کرد. از این متاسفم که چرا آبروی یک سایت موفق اینگونه به ثمن بخس معامله شد. واقعا" حیف بازتاب نبود که اینگونه حقیرانه به فروش رود.
بسیاری از دوستان همفکر را که این روزها می بینم ، سر در گریبان و آشفته انتخاباتند. سئوال همه این است که «چه باید کرد؟»
ادعای اجماع اصلاح طلبان و در مقابل ، تکثر و تعدد لیست هایی که به اسم اصولگرایان بیرون می آید خیلی از نیروها را نگران کرده است. به راستی چه باید کرد؟ ممکن است دوستان جواب های مختلفی برای این سئوال داشته باشند اما من معتقدم که برای پاسخ به این پرسش ، ابتدا باید صحنه سیاسی کشور را در آستانه انتخابات تحلیل کرد.
بر این باورم که صف بندی سیاسی در انتخابات شوراها هیچ تفاوتی با صف بندی سیاسی در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری ندارد. آن چیزی که امروز تحت عنوان اجماع اصلاح طلبان از آن یاد می شود همان جبهه متنوع حامیان هاشمی رفسنجانی در انتخابات سوم تیر است. محور ، همچنان هاشمی و کارگزاران هستند ، خاتمی و کروبی (با کمی قهر و ناز مثل سوم تیر) و مجاهدین و مشارکت هم ، بازار گرم کنان میدان.
در سوی دیگر نیز ، تفکر احمدی نژاد قرار دارد. اگر چه احمدی نژاد به دلیل تبعیت از فرمان رهبری راسا" دخالتی در انتخابات شوراها ندارد اما به طور طبیعی آنچه که در مقابل تفکر و جبهه هاشمی رفسنجانی قرار می گیرد ، تفکر و جبهه احمدی نژاد است ولو بدون حضور و دخالت فیزیکی او.
شوخی بسیار بی مزه ای است که برخی القا می کنند انتخابات شوراها سه ضلعی (اصلاح طلبان ، اصولگرایان طرفدار قالیباف و اصولگرایان طرفدار احمدی نژاد) است . بی هیچ تعارفی عرض می کنم که دقیقا" مثل انتخابات سوم تیر ، محمدباقر قالیباف در جبهه هاشمی رفسنجانی قرار دارد.سبک شهرداری او هم به خوبی نشان داد که به سیستم مدیریتی کارگزاران خیلی نزدیک است. عناصر محوری کارگزاران مثل حسین مرعشی و محمد عطریانفر رسما" اعلام کردند که شهردار ما قالیباف است. خاتمی و کروبی هم که در خفا همین را گفته بودند. برخی چهره های اصولگرا نیز که خود را به پای قالیباف می سوزانند ، به نظر من یا دچار خطای تحلیلی هستند یا برخی عقده های فروخورده را باز می کنند. البته حضور آنها در کنار قالیباف هیچ تغییری در صورت مسئله نمی دهد و آنها خواسته یا ناخواسته در جبهه هاشمی رفسنجانی قرار می گیرند.
ختم کلام اینکه آرایش انتخابات پیش رو ، همان آرایش سیاسی انتخابات سوم تیر با همان ویژگی ها و همان شاکله است. در یک سوی میدان ، تفکر هاشمی رفسنجانی قرار دارد و در سوی دیگر ، تفکر احمدی نژاد. اصولگرایان می بایست از این میان ، یکی را انتخاب کنند. گزینه سومی هم وجود ندارد و اگر وانمود می شود که هست ، دروغی بیش نیست... این گوی و این میدان!
راستی چه سری است که «اکبرشاه» بهرمانی و «ملک عبدالله» جاسبی ، برای ادامه استیلای ۲۵ ساله خود بر دانشگاه آزاد ، این همه سینه چاک می کنند؟ حضرت آیت الله «استوانه» این روزها کاملا" برآشفته است. ادبیاتش عجیب تند شده است. گویی از تصمیم انقلابی دولت برای سامان دادن به وضع آشفته دانشگاه آزاد سخت نگران است.
از چه می ترسند این دو؟ احمدی نژاد دست روی چه نقطه حساسی گذاشته که این همه برای حضرات دردآور است؟ چرا هراس دارند از اینکه درون دانشگاه آزاد برای مردم روشن و شفاف شود؟ پشت آن پستوها چه می گذشته که افشای آن برای «ایشان» این قدر هولناک و وحشت آفرین است؟ خدا کند به زودی روشن شود...
از زمان افلاطون تا حالا ، یکی از ایراداتی که بر دمکراسی وارد می کنند ، ظهور موجوداتی به نام «دماگوژیست» از دل آن است. دماگوژیست ، معنای تحت اللفظی اش را نمی دانم چیست اما فکر می کنم چیزی در مایه های موج سوار ، مردم فریب ، شیاد و کوفت و زهرمارهایی از این دست باید باشد. یعنی کسانی که برای مردم عقل و شعور قائل نیستند و در آستانه هر انتخابات با حقه بازی در صدد برمی آیند تا از نمد دمکراسی ، کلاهی برای خود دست و پا کنند.
دلیل اینکه یک دفعه یاد این لغت و معنایش افتادم ، خواندن مصاحبه ای بود با فردی به نام «محمد رضا طورانی» در سایت فخیمه «آفتاب» متعلق به حضرت شوکت مآب حسن روحانی کسر الله امثاله.
وی در این مصاحبه ضمن اعلام تشکیل ستادهای انتخاباتی «سربازان ولایت» از سوی گروهی به نام جمعیت خدمتگزاران - که مشارالیه سمت سخنگویی آن را دارد - و چند گروه دیگر ، تاکید نموده که گروه متبوع وی « هسته مرکزی و اصلی حامی دولت»!!! محسوب می شود و لابد بقیه یا باید به این گروه بپیوندند یا بروند کشکشان را بسابند و سماقشان را بمکند و اسم احمدی نژاد را هم نیاورند!
راستش وقتی مصاحبه این آقای طورانی را در سایت آفتاب خواندم نزدیک بود از تعجب شاخ دربیاورم. احتمالا" بعضی دوستان هم که از مواضع این فرد در انتخابات ریاست جمهوری اطلاع دارند با خواندن این مصاحبه ، احساسات حقیر را درک کنند.
کل و کوتاه عرض کنم که این بشر طی چند سال اخیر در حوزه سیاسی ، تپه نـ...یده ای باقی نگذاشته است. هر حزب و گروه و تشکل شناخته شده و ناشناخته ای را که شما در نظر بگیرید (از اصلاح طلب و اصولگرا و چپ و راست و میانه) این جناب طورانی عضوش بوده و جالب آنکه نهایتا" یا از این تشکل ها انشعاب کرده یا اخراج شده است! البته علاوه بر عضویت در تشکل ها و احزاب معروف ، مشارالیه همیشه با حفظ سمت ، دبیرکل ، عضو شورای عالی ، سخنگو و رئیس ستاد انتخاباتی چند حزب و گروه با اسامی پرطمطراق و اجق وجق - اما کشکی و سرکاری - هم هست که آدم واقعا" می ماند این طورانی مذکور ، چطور اسامی این احزاب خودساخته را که در هیچ دفتر و دستک قانونی هم ثبت نشده اند ، از بر می کند!
چند هفته پیش که در خبرگزاری ها خواندم جناب طورانی از جمعیت آبادگران جوان انشعاب نموده خیلی تعجب کردم. اصلا" برایم جای شگفتی داشت این آقا که در انتخابات ریاست جمهوری سایه آبادگران و اصولا" هر فرد مخالف هاشمی رفسنجانی را با تیر می زد ، کی و چگونه به جمعیت آبادگران پیوسته که حالا بخواهد انشعاب کند. (البته از بیادی بعید نیست چنین آدم هایی را هم بکار بگیرد) اما وقتی مصاحبه طورانی با سایت آفتاب و طرح این ادعا که گروه متبوع او هسته مرکزی حامیان دولت است را خواندم به قول یکی از دوستان واقعا" آتشی شدم.
اگر حوصله دارید اینجا ، اینجا ، اینجا ، اینجا ، و اینجا را ببینید تا روشن شود که این آقای شارلاتان سیاسی، در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته از همان ابتدا برای کدام کاندیدا سینه چاک می کرده و سر و گردن می شکسته است. آن وقت اگر مثل من حس و حالی بهتان دست داد ، قربت الی الله صد لعن و نفرین و فحش و فضیحت نثار هر چه آدم دماگوژیست یا به قول خودمان شیاد و مردم فریب هست ، کنید.
دوستانی هم که دستی در کار سایت ها دارند اگر آبروی نداشته افرادی از این دست را ببرند به نظرم اجر و ثواب زیادی حاصل می کنند . خصوصا" اینکه من گمان می کنم ورود چنین عناصری به صحنه ، با ادعای حمایت از دولت ( و نزدیک شدن آنها به برخی افراد جاه طلب یا ساده لوح اصولگرا و حتی منسوب به احمدی نژاد) پروژه ای حساب شده از سوی ستاد ضد دولت برای ایجاد اختلاف در میان حامیان احمدی نژاد باشد و گرنه سایت فخیمه آفتاب برای رضای خدا تریبون در اختیار حامیان دولت قرار نمی دهد.